نوشته‌های خیالی یک نویسنده ناشناخته

آخرین نظرات

تئوری انتخاب: تو آن می‌شوی که خود انتخاب می‌کنی

پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۸، ۱۲:۱۴ ب.ظ

مطابق آنچه تئوری انتخاب به ما می‌گوید هر رفتاری که از ما سر می‌زند یک انتخاب است. خواه این رفتار تلاش برای بازآفرینی تمام زندگی باشد یا احساس قربانی بودن و افسرده بودن. باید به این نکته توجه داشت که هر کدام از اینها در نهایت یک انتخاب است. هر چقدر هم که مسائل بیرونی را برشمریم در نهایت نمی‌توانیم مسئولیت هر فرد در مقابل مسائل زندگی‌اش را نادیده بگیریم.

قسمتی مقدمه کتاب تئوری انتخاب

هر چه از ما سر می‌زند یک «رفتار» است. هر رفتار دو ویژگی دارد:

 ۱٫ از درون ما برانگیخته می‌شود. ۲٫ معطوف به هدفی است.

هدف هر رفتار برآورده شدن یکی از ۵ نیاز اساسی زیر را دنبال می‌کند:

 ۱٫ عشق و احساس تعلق، ۲٫ قدرت، ۳٫ تفریح، ۴٫ آزادی، ۵٫ بقا و زنده ماندن.

گذشته، دروان کودکی، محیط خانواده و جامعه، شیمی مغز و لایه‌های پیچیده‌ی آن و فعالیت‌های هورمونی بدن، هرکدام تأثیر زیادی بر روی ما دارند ولی ما مقهور این عوامل نیستیم و در مواجه با این عوامل «رفتار نهایی» جهت رسیدن به خواسته‌ها را خودمان انتخاب می‌کنیم و همین رفتارها هستند که آینده‌ی ما را رقم خواهند زد. پس هر گاه در چمبره‌ای از مشکلات گیر کرده‌ایم بهتر این است که مسئولانه و با پذیرش واقعیت به گذشته بنگریم و به جای سرزنش هر کسی و هر چیزی، به این بی‌اندیشیم که چگونه «انتخاب» کرده‌ایم که این شده است روز و حال ما. پرخاشگری یا سکوت، انزوا و یا اجتماعی بودن، افسردگی، اقدام به خودکشی، راه معالجه را جستجو کردن، مطالعه، تفکر، مشورت جویی و … هر کدام رفتاری هستند که توسط خود ما انتخاب می‌شوند. که البته نتایج خاص خود را به دنبال خواهند داشت.هرگاه در رسیدن به خواسته‌های خود ناکام می‌مانیم، دست به رفتاری می‌زنیم که گمان می‌کنیم ما را به هدف مطلوب خواهد رساند. اگر قتل، تجاوز به عنف، سرقت، قانون گریزی و … در دنیای اطراف ما وجود دارد، باید از خود بپرسیم چرا این آدم‌ها در رسیدن به خواسته‌های خود ناکام مانده‌اند و چرا دست به چنین انتخاب‌هایی زده‌اند؟آموزش و یادگیری این «تئوری انتخاب» به آزادی و اختیار شخصی ما در تمام جنبه‌های زندگی منتهی خواهد شد و نور امید را در دل ما زنده خواهد ساخت:ما برآیند نیروها و عوامل بیرونی نیستیم. ما قربانی گذشته‌ی خود نیستیم. ما بازیچه‌ی لایه‌های زیرین مغز و هورمان‌ها نیستیم. ما رفتار خود را انتخاب می‌کنیم و تاکنون نیز چنین کرده‌ایم.

تئوری انتخاب، درآمدی بر روانشناسی امید. صص ۱۵ - ۱ اثرِ دکتر ویلیام گلسر ترجمه‌ی دکتر علی صاحبی انتشارات سایه‌ی سخن.

نظرات  (۳)

با سلام و تشکر از این پست و بخش عالی که از کتاب انتخاب کردید :)
با تمام وجود بیشتر اصولی رو که در این کتاب مطرح شده تجربه کردم؛ همین اصل انتخاب و اینکه من به عنوان یک انسان انقدر قدرت دارم که با وجود همه‌ی موانع، خودم نوع زندگیمو انتخاب کنم. دقیقا " هر چقدر هم که مسائل بیرونی را برشمریم در نهایت نمی‌توانیم مسئولیت هر فرد در مقابل مسائل زندگی‌اش را نادیده بگیریم." درواقع این جنگیدن برای خواسته‌ها رو کاملا لمس کردم اما تناقضی که با این مساله در کتاب‌های دیگه میبینم منو یه مدت گیج کرده بود؛ درواقع به همون نسبت که این کتاب مسئولیت‌پذیری رو به من نشون میده و یه جورایی سرعت حرکتم رو چندبرابر می‌کنه، کتاب‌های دیگه‌ای مثل کتاب‌های رولف دوبلی و به طور خاص " هنر خوب زیستن" ترمز آدم رو می‌کشن. کتاب‌هایی که تاکیدشون روی " گذشته، دروان کودکی، محیط خانواده و جامعه، شیمی مغز و لایه‌های پیچیده‌ی آن و فعالیت‌های هورمونی بدن"و... هستش که گاهی ازشون به شانس تعبیر می‌کنه و خیلی روشن از بیان نویسنده متوجه می‌شید که هر چقدر هم شما بخواین و اراده و قدرتتون فوق تصور باشه باز هم در برابر شرایط و ژنتیک نمیتونی مقاومت کنی. راستش من خودم اوایل از این دو تا بیان متناقض خیلی آشفته شدم، اما کمی بیشتر که تجزیه تحلیل کردم متوجه شدم هر دوشون یه جورایی افراطی به این قضیه پرداختن و حکم کلی نسبت به نوع انسان صادر کردن و تفاوت‌های انسانی رو نادیده گرفتن.درصورتی که این مسائل به نظرم کاملا نسبیه. رسوندن تاثیر شرایط به صفر و به قول خود گلاسر مقهور نبودن در برابر شرایط، کاملا از یک فرد به فرد دیگه متفاوته و هر کسی نمیتونه دووم بیاره. در عین حال به صرف داشتن یک شرایط و ژنتیک و شانس خاص نمیشه خودمون رو محدود کنیم و مدام برای هر کاری چرتکه بندازیم و از هر چه خطرپذیریه با این توجیهات بپرهیزیم و پا رو از دایره‌ی این موانع یک قدم فراتر نذاریم. راستش در کتاب‌های موفقیت و توسعه‌ی فردی من بیشتر همین دو جهت گیری رو دیدم؛ یا افراط یا تفریط؛ یا چهلستون یا بیستون. 
نظر شما چیه؟

پاسخ:
ممنون از توجهتون به مطلب. همچنین نظر مفصلی که منعکس کردید. 
بله من کاملاً موافقم 
۲۲ فروردين ۹۸ ، ۱۵:۴۱ حصـــــــcafeh.blogـــــین ..
برام جالب بود.
ممنون
پاسخ:
خواهش میکنم
نظر لطف شماست 
با این بخش فهمیدم حتما باید این کتاب رو بخونم
پاسخ:
کتابیه که هر ایرانی باید بخونه 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی