نوشته‌های خیالی یک نویسنده ناشناخته

آخرین نظرات

۴۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۷ ثبت شده است

در این ساعات پایانی سال 1397، من به این فکر میکنم که برای من همیشه این ساعتها به معنی این نبوده که عدد یک را به عدد دیگری بیفزایم و احساس کنم با همین جمع جبری اتفاقی افتاده.
برای من این ساعتهای سال به معنی پایان یک زمستان دیگر و یک بهار دیگرتر است. بهار می آید و سردی ها و فسردگی ها را می برد. برگهای تازه، شکوفه های تازه می رویند. جوجه پرنده های تازه روی همان شاخه ها آواز می خوانند. طبیعت دوباره زاده می شود و حیات خود را به ما ثابت میکند.
چه ما بخواهیم چه نخواهیم. حیات قویتر است. زندگی با امیدهای ریز و درشتش بر ما غلبه میکند.
در این ساعتهای آخر زمستان 1397 و قبل از ورود بهار 1398 بزرگترین تصمیمی که برای بهار جدید دارید را در یک جمله خلاصه کنید.
بزرگترین تصمیم من این است که از اینی که هستم باز هم ساکت تر باشم و پرکار تر. دلم میخواهد حتی یک روز سال جدید را به بطالت نگذرانم.

Photo by reza shayestehpour on Unsplash

موفقیت نامحدود در 98

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۷ ، ۱۷:۱۶
آقای ناشناخته

دوستان و عزیزان سلام و صد سلام

قبل از صحبت از داستان نویسی، امیدوارم در هر حالی که هستید خوش و خرم باشید. آرزو دارم در این آخرین ساعات سال 1397 در کنار خانواده باشید و با کمال تندرستی منتظر سال جدید باشید. اگر سال 97 برای شما یک سال ایده‌آل نبوده و یا اگر اتفاق تلخی برای شما در این سال رخ داده؛ با تمام وجود آرزو می‌کنم در سال 1398 تنتان نیازمند طبیب مباد. امیدوارم تلخی نبینید. امیدوارم با دوستان و عزیزانتان شیرینی‌های بیشتری را تجربه کنید. و امیدوارم به ارزوهای خودتون برسید. 

سه مقاله داستان نویسی

در زیر من سه تا از مقاله‌های خودم را که در زمینه داستان نویسی است؛ برای شما فهرست کرده‌ام. امیدوارم از خواندن آن‌ها لذت برده و هم بهره لازم را ببرید. 

1. داستان نویسی سپیدسرایی نیست

در این مقاله به این موضوع پرداخته‌ام که اساساً بین زبان شعر و زبان داستان تفاوت بسیاری وجود دارد. این دو نوع ادبی، دو نوع جدا از هم هستند و لازم است بین دو تفاوت قائل باشیم. شاید هرکس دیدگاه خاص خود را داشته باشد که از این نظر نمی‌توان بر کسی خرده گرفت. اما من نیز به عنوان فردی که به نثر دیدگاه خاص خود را دارم در اینجا شرح داده‌ام که بین نثر داستانی و زبان شعر سپید چه تفاوتی هست. لینک مقاله: داستان نویسی،سپید سرایی نیست

2. اعداد اول تنها نیستند، آنها اول هستند. 

در این مقاله به بررسی رمان تنهایی اعداد اول پرداخته‌ام. امیدوارم از خواندن مقاله لذت برده و هم اگر تمایل به خواندن کتاب در شما شکل گرفت، آن را در سال جدید بخوانید و از آن نیز لذت ببرید. لینک مقاله: اعداد اول تنها نیستند، آنها اول هستند. 

3. گزارش یک آدم ربایی

این مقاله به بررسی یک رمان از گابریل گارسیا مارکز می‌پردازد که از آثار دیگر او متمایز است. نثر و ساختار و ایضاً موضوع بسیار واقعی‌تر و در محیطی رئال اتفاق می‌افتد. اگر تصور شما محدود به صد سال تنهایی است مطمئن باشید این کتاب تصور شما را عوض می‌کند. امیدوارم این کتاب را در اولویت‌های اولین کتابهایی که باید در سال 98 بخوانید قرار دهید. لینک مقاله: گزارش یک آدم ربایی

مقاله‌های دیگر در زمینه داستان نویسی

اگر به داستان نویسی علاقه دارید از این لینک مقاله‌های بیشتری را بیابید. مقاله‌ها کوتاه است و وقت زیادی از شما را نخواهد گرفت. امیدوارم به همان اندازه نیز برای شما مفید باشد. دیگر مقاله‌های داستان نویسی

برنامه سال جدید و داستان نویسی

همچنین به زودی و قبل از پایان سال 97 نوشته‌ی کوله پشتی (تجربیات سال 97) را منتشر خواهم کرد. در سال جدید برنامه دارم اولین مقاله‌ای که می‌نویسم در این خصوص باشد که چرا داستان نویس شدم. 

روز و روزگار بر همه شما مبارک باشد. 

داستان نویسی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۵۲
آقای ناشناخته

قلم جوان

دوستان اهل ادب و فرهنگ، فرهیختگان هنرمند، درود و فراوان درود. 

قلم جوان نشریه‌ای ادبی هنری و فرهنگی است که به صورت آنلاین نشر می‌یابد. این سایت در دست ساخت است. مراحل نهایی کار به زودی به پایان می‌رسد. این سایت به زودی در سال 1398 رونمایی خواهد شد. لذا از همه‌ی شما دوستان خواهانیم که نوشته‌های خود را برای ما ارسال دارید.

ارسال اثر برای قلم جوان

نشانی ارسال اثر: contact@youngpen.ir

لطفاً توجه داشته باشید که:

  1. آثار خود را در قالب فایل ورد به این ای‌میل ارسال دارید.
  2. در صفحه‌ای جدا و در ابتدای فایل ورد، نام و مشخصات، آدرس و یک شماره تماس بنویسید. تا در مراحل بعدی بتوانیم با شما نازنینان در تماس باشیم.

حق کپی رایت

  • بر روی سایت نرم‌افزاری نصب شده است که امکان کپی کردن را از مخاطبان گرفته است. این کار در جهت پاسداشت حق کپی رایت صاحب اثر صورت گرفته است. لذا از شما صاحبان اثر خواهانیم بدون هیچ دغدغه‌ای آثار خود را برای ما ارسال دارید.
  • آثار به نام شخص نویسنده در سایت منتشر خواهد شد.
  • در صورت هرگونه ویرایش اعمال شده بر روی اثر، قبل از انتشار نهایی در «قلم جوان»، نویسنده اثر را مطلع خواهیم نمود. هیچ اقدامی بدون رضایت شما بزرگوار نازنین صورت نخواهد پذیرفت.

تماس با ما

اگر چنانچه پرسش، نظر یا پیشنهادی دارید و می‌خواهید آن را با ما در میان بگذارید، از این لینک نظر خود را برای ما ارسال دارید: تماس با ما

با تشکر، سردبیر

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۳۴
آقای ناشناخته

کتابی را نام ببرید که در کل عمرتان می‌خواسته‌اید بخوانید ولی هیچ وقت برایش وقت نگذاشته‌اید. 

خود من: کتاب آنالیز ریاضی آپوستل، کتاب شماره یک در لیست  مهم‌ترین و البته لذت بخش‌ترین کتابهایی هست طولانی‌ترین زمان به تعویق افتاده و  
شماره دو اختصاص دارد به رمان در جستجوی زمان از دست رفته. 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۲۲
آقای ناشناخته

مهمترین تجربیات سال 97 شما چیست؟

«ویرگول» طرحی داره به نام «کوله پشتی» که اون رو اینجوری معرفی کرده:

«امسال هم کوله پشتیَت را ببند

همه‌ی ما همواره در طول روزهای زندگی کوله‌پشتی نامرئی را حمل می‌کنیم که به‌واسطه تجربیات و اتفاق‌هایی که برایمان رخ می‌دهد این کوله را پر و خالی می‌کنیم. مقاطعی در زندگی هست که باید به کوله‌‌پشتی‌مان رسیدگی کنیم و ببینیم چه چیزهایی در آن گذاشته‌ایم. چه چیزهایی را می‌خواهیم با خود به مقطع بعدی زندگی ببریم و چه چیزهایی را می‌خواهیم از آن خارج کنیم تا سبک شویم.

کوله‌پشتی یک پویش است که با نوشتن پاسخ‌مان به سه پرسش، هم می‌خواهیم خودمان را مرور کنیم و هم تجربیاتمان را در اختیار دیگران بگذاریم و شاید آنها هم بتوانند از زاویه‌ای جدید به مسائل خود نگاه کنند.

چه کاری قرار است انجام بدهیم؟

سوالات زیر را بخوانید و در ویرگول بنویسید و به‌جمع کوله به‌دوش‌هایی بپیوندید که می‌خواهند در زندگی رو به جلو قدم بردارند و همزمان به دیگران هم کمک کنند که قدم بردارند.

  1. فرض کنید کوله‌پشتی دارید که قرار است در آن تجربیاتی را از سال ۹۷ بگذارید و با خود به سال ۹۸ ببرید. تجربیات مثبتی که همراه داشتن آنها به شما کمک می‌کند نسبت به سال قبل فردی توانمندتر بشوید. در کوله‌ی خود چه تجربیاتی را قرار می‌دهید؟
  2. برای حرکت در مسیر زندگی باید سبک و چابک بود. چه مواردی را از کوله‌ی خود خارج می‌کنید که در سال ۹۷ باقی بماند و شما سبک‌تر حرکت کنید؟ چیزهایی که از کوله‌ خارج می‌کنید مثلا می‌تواند تجربیات ناخوشایند یا ناراحتی‌ها باشد.
  3. فرض کنید در پایان سال ۹۸ بیشتر آن فردی شده‌اید که شبیه خود ایده‌آل شما است. در این صورت چه ویژگی‌ها و رفتارهایی باید در شما تقویت شود؟ چه چیزهایی را در کوله‌ی خود می‌گذارید که کمک می‌کند این ویژگی‌ها در شما تقویت شود؟»

من هم دارم تجربیات سال 97 رو مینویسم و به زودی منتشر میکنم.
شما هم اگر دوست دارید این کار رو بکنید. اگر حال ندارید در یک جمله زیر این پست کامنت بذاریدکه بزرگترین تجربه شما در سال 97 چه بود.

Photo by Andrew Neel on Unsplash

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۱۳
آقای ناشناخته

همینگوی. گری کوپر. ورونیکا کوپر. عکس از رابرت کاپا

همینگوی. گری کوپر. ورونیکا کوپر. عکس از رابرت کاپا

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۳۴
آقای ناشناخته

بعد از نزدیک به 15 سال وبلاگ‌نویسی در پلت‌فرمهای مختلف (که از بلاگر شروع شد، زمانی که هنوز فیلتر نبود، و بعد با آشنایی با وردپرس و پرشین بلاگ ادامه یافت) اکنون زمان آن رسیده است که تمام این ساب-دامین‌ها را تبدیل به دامین‌های مستقل کنم و کارم را به شکلی جدی‌تر ادامه دهم. برای خیلی‌ها که وبلاگ‌نویسی می‌کنند، شاید این امر سرگرمی باشد، که باز هم به آن‌ها تبریک می‌گویم که یکی از مفید‌ترین و آموزنده‌ترین شیوه‌های ممکن را انتخاب کرده‌اند. برای من اما وبلاگ‌نویسی (چه با ساب-دامین چه با دامین مستقل) یک امر جدی است. امروزه تولید محتوا یک شغل محسوب می‌شود. علاوه بر اینکه این مسأله یک شغل محسوب می‌شود؛ از لحاظ چالشگری و تأثیر فرهنگی هم یکی از جدی‌ترین مشغله‌های متفکران جامعه‌ی امروزه محسوب می‌شود. لذا به زودی تمام فعالیت‌های خود را در سه دامین مستقلی متمرکز خواهم نمود. از تمام دوستان و عزیزان که در این راه همیشه با من همراه بودند و مطالب من رو مطالعه نمودند نهاست تشکر رو دارم. امیدوارم باز هم ارتباطمان قویتر از قبل ادامه داشته باشد.

به محض اینکه تمام کارها نهایی شد در همین جا شما را مطلع خواهم نمود.

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۱۷
آقای ناشناخته

دوستی دارم که از کودکی با هم بزرگ شدیم. هر دوی ما علایق مشترک زیادی داریم. از جمله خوانندگان مورد علاقه‌مان یکی است. برادرش اما علیرغم علاقه‌ی ما به خوانندگانی همچون شهرام شب پره و حبیب و امید و معین و ... به خوانندگان تازه به میدان آمده‌ی وطنی علاقه داشت (و دارد). تفاوت‌های زیادی بین ما و این عزیزان هست. روز به روز این فاصله و تفاوت زیادتر و زیادتر می‌شود. یکیش را مثال می‌زنم و بعد می‌روم سراغ حرف اصلی.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۷ ، ۰۳:۲۸
آقای ناشناخته
رفتم رو هاست فایل wp-content رو پاک کردم! و فایل جدید رو آپلود کردم. اکی! تا اینجا فقط دو تا مشکل پیش اومده که البته فکر نمیکنم به این قضیه ربطی داشته باشه. ولی یه مسأله هست که دقیقاً از بیهوشی من ناشی میشه که الان دو روزه نخوابیدم و نباید این کار رو میکردم. content یعنی محتوا درسته؟ خوب وقتی پوشه محتوا رو پاک میکنید چی میشه؟ آفرین به شما دوست عزیز! محتوای سایت پاک میشه و الان من باید دوباره همه اون عکس ها و فایلهای صوتی رو آپلود کنم. علی برکت الله. (Photo by frank mckenna on Unsplash)
۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۴۰
آقای ناشناخته

هر بار که این جمله رو بخونی، حتی اگر صد سال پیش هم اولین بار دیده باشی‌اش و در طول این صد سال هزار بار هم زیر لب زمزمه کرده باشی‌اش، باز که میبینی برات تکان دهنده است:

 «ما همیشه یا جای دُرست بودیم در زمان غلط یا جای غلط بودیم در زمان دُرست و همیشه هم همدیگر را از دست داده بودیم.»

مون پالاس / پل آستر / لیلا نصیری ها

۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۲۳
آقای ناشناخته

به قلمرو هم احترام بگذاریم. 

شما را نمی‌دانم، اما من آدم دقیقی هستم و حافظه‌ی خوبی در تمام مسائل مربوط به خودم و دنیای اطرافم دارم. شاید برحسب تجربه و ملاحظه‌کاری که دارم خیلی چیزها را به روی خودم نیاورم، ولی این به معنای این نیست که متوجه امور اطراف خودم نیستم. زمانی شما نسبت به رفتار کسی بی اهمیت می‌شود که وی را از دایره‌ی نزدیکان و آشنایان مهم خود بیرون انداخته باشید. زمانی در جایی چیزی خواندم که هر انسان قلمرو خود را به طور ناخودآگاه به سه ناحیه تقسیم می‌کند: ناحیه‌ی خویشتن (self)، ناحیه‌ی اقوام و عزیزان، و ناحیه‌ی آشنایان مهم و دوستان نزدیک. بالاخره جایی هم هست که خارج از این ناحیه: کل جامعه، و آن جایی است که کسانی قرار دارند که شما نسبت به رفتار آن‌ها هیچ اهمیتی قائل نمی‌شوید. 

در ناحیه‌ی خویشتن، فقط خودتان حضور دارید. حتی عزیزترین فرد زندگی شما هم خیلی به این ناحیه ورود نخواهد یافت مگر اینکه با فرد بی‌شعور و متجاوزی طرف باشید که سعی در تجسس روحیات و خصوصیات شما داشته باشد تا بلکه کنجکاوی بیمار گونه‌ای که معمولاً ممکن است از ترس ناشی شده باشد را سیراب کند، و یا تلاشی داشته باشد در جهت کنترل شما! ما همه با این دسته از افراد آشنا هستیم. جایی هست که فقط مختص به من است و به هیچ وجه کسی غیر از خودم را راه نخواهم داد. این ناحیه برای همه‌ی افراد وجود دارد. هر چه فشارهایی که به این ناحیه وارد می‌آید بیشتر باشد و شما بیشتر احساس ناراحتی کنید، زودتر آستانه‌ی تحمل شما در هم می‌ریزد. لذا باید ملاحظه افراد را داشته باشید و نگذارید که آستانه‌ی تحمل‌شان در هم بریزد. به اصطلاح نگذاریم «کاسه‌ی صبر کسی لبریز شود». چرا که در این صورت «خود کرده را تدبیر نیست» و اگر خشم و پرخاشگری و یا انکار و پس زدن و طرد شدن و یا هر واکنش دیگری در پاسخ تجاوز روحی دریافت کردیم، نباید گلایه‌مند باشیم. پس قبل از اینکه کسی سر ما فریاد بکشد و یا به کلی ما را طرد کند مواظب رفتارهای خود باشیم. به موقع از احوال آدم‌ها بپرسیم و به موقع بگذاریم در حریم خلوت خود به روحیات خود بپردازند. درک این نکته‌ی طریف که چه زمان وقت مناسبی برای احوال پرسی و چه زمان وقت آزاد گذاشتن کسی است، کلید موفقیت خیلی از رابطه‌ها و شکل گرفتن عشق‌ها و دوستی‌های عمیق است.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۰۹
آقای ناشناخته

خانم سرور کسمائی در صفحه فیسبوک خود خبر از بازنشر ترجمه‌ی فرانسوی رمان «دائی جان ناپلئون» داد. این رمان که معروف‌ترین اثر ایرج پزشکزاد است برای اولین توسط دیک دیویس به انگلیسی (1996) ترجمه شد. سرور کسمائی نیز ترجمه فرانسوی آن را در سال 2012 منتشر کرد. اکنون بنا بر آنچه خود ایشان در صفحه‌ی فیسبوک خویش ما را از آن مطلع ساخته است، چاپ دوم این کتاب ارزشمند نیز در راه است. این کتاب جزو پرخواننده‌ترین کتاب‌ها در میان ما ایرانیان است. ویژگی‌هایی در این اثر هست که آن را از بسیاری دیگر آثار طنز معاصر جدا ساخته است. 

این موفقیت را به ایرج پزشکزاد و نیز به سرور کسمائی تبریک گفته و امیدوارم آثار ادبی بیشتری از جامعه فارسی زبان به جهانیان ارائه شود. 

در مقاله‌ی «درباره دایی جان ناپلئون و راز زنده ماندنش» که بر روی درگاه اینترنتی سایت «نوار» قرار داده شده است می‌توانید بررسی موجز و مفیدی از این کتاب را مطالعه بفرمائید. 

در اینجا ناشر فرانسوی کتاب را معرفی کرده و لینک فروش را قرار داده است. 

لینک کتاب بر روی ویکی پدیا

وبسایت شخصی سرور کسمائی: http://sorourkasmai.com

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۱۷
آقای ناشناخته

تلویزیونی را در نظر بگیرید که تمام طول ۲۴ ساعت شبانه روز روشن است؛ و بدون توقف، برنامه هایی را پخش می کند که هیچ کدام جدید نیستند. خیلی از برنامه های آن هم محتویایی منفی دارند و سالهای سال است که بی کم و کاست تکرار می شوند. گاهی از مناظر و مکانهایی برنامه پخش می کند که یا به کلی از بین رفته اند و یا آنقدر تغییر کرده اند که دیگر مثل روز اول نیستند. گاهی از آدمهایی برنامه پخش می شود که یا مرده اند و یا سالهای سال است که کسی از آنها خبری ندارد. این تلویزیون خبرهایی پخش میکند که در دنیای واقعی اتفاق نیفتاده اند؛ و پیش بینی هایی را ارائه میدهد که هیچ ربطی به واقعیتهای دنیای بیرون ندارند. و با همه این ضعفها، هم کسی برنامه های تلویزیون را به روز نمیکند و هم اینکه تمام زندگی صاحبخانه را تحت تأثیر قرار میدهد. در واقع باید گفت این تلویزیون است که صاحبخانه را هدایت میکند. آیا دوست دارید به جای این صاحبخانه باشید و به سبک او زندگی کنید؟ و بر مبنای تلویزیونی چنین ناکارآمد و سراسر دروغ و منفی بافی، برای اتفاقات مهم زندگی خود تصمیم بگیرید؟ پاسخ همه ما به این پرسش یک «نه» قاطع است. اما خبر نداریم که هر کدام از ما یکی از همین صاحبخانه ها هستیم و یکی از این تلویزیون ها داریم. آن تلویزیون «مغز» ماست و آن برنامه ها «تصاویر ذهنی» ما هستند.

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۷ ، ۱۱:۵۲
آقای ناشناخته

مصاحبه هولگر دامبِک با گونتر تسیکلر، استاد ریاضیات / ترجمه: فرهاد سلمانیان

این خبر را شنیده‌ایم: کوچر بیرکار، استاد ریاضی در کمبریج، زاده شده در مریوان، برنده جایزه پرافتخار “فیلد” شده است. در ویدئوی زیر که در معرفی اوست، «مهاجر ریاضی‌دان» (معنای اسم کردی او) از علاقه‌اش به ریاضی می‌گوید. اما مگر می‌توان به ریاضیات علاقه‌مند بود؟

رشته‌ی ریاضی را عموماً‌ خسته‌کننده می‌دانند. اما باید پای صحبت اهل فن نشست تا دریافت ریاضیات چقدر جذاب و شورانگیز است. شاید این شور را حس کرده باشید، وقتی که به راه حل مسئله‌ای دست یافته‌اید. هر چه مسئله پیچیده‌تر، درگیری با آن شورانگیزتر.

گونتر تسیکلر (Günter Ziegler) استاد پرآوازه ریاضیات در برلین، در مصاحبه‌ای که “اشپیگل” با او کرده شرح می‌دهد که چرا ریاضیات او را به وجد می‌آورد. این هندسه‌دان در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه‌ی «اشپیگل» توضیح می‌دهد که یک برهان هوشمندانه‌ی ریاضی چه ویژگی‌ای دارد.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۲:۴۰
آقای ناشناخته

اقتصاددانی که بحران ارزی امروز ترکیه را پیش‌بینی کرده بود!

بحران مالی و اقتصادی کنونی لیر ترکیه برای بیشتر تحلیلگران و کارشناسان غیرمنتظره بود و همین وقوع ناگهانی سرمایه گذاران را نگران کرد و به ایجاد آشفتگی در بازارها منجر شد. اما تیم لی در سال ۲۰۱۱ درباره وقوع چنین مشکلی در ترکیه هشدار داده بود. اگرچه عمدتا این پیش بینی «لی» نادیده گرفته شد، اما اکنون با توجه به بحران لیر در ترکیه و آشفتگی ناشی از آن در بازارهای نوظهور، اروپا و آمریکا، دیگر وقوع آن چندان دور از ذهن به نظر نمی رسد.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۲:۳۴
آقای ناشناخته

نویسندگان خبرنگار

طبق نظرسنجی‌ها، روزنامه‌نگاری و خبرنگاری یکی از سخت‌ترین شغل‌های جهان است. از سوی دیگر علاوه بر سختی، روزنامه‌نگاران و خبرنگاران به خاطر درگیری با اخبار ناگوار، بیش از بقیه مردم در معرض افسردگی و مشکلات روحی هستند. اما هر چه باشد روزی یک نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر یا ...، الهام‌بخش ما بوده و با آثارش ما را تحت تأثیر خود قرار داده است. به همین خاطر به مناسبت 17 مرداد، روز خبرنگار، بهتر است به احترام آنان که لذت زندگی نصیب خودشان نشد اما ما را به لذت رساندند کلاه از سر برداریم و دستاوردهایشان را مرور کنیم.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۲:۳۱
آقای ناشناخته

این چند خط را روزی که دقیقاً یادم نمی‌آید کی بود! برای کسی نوشتم که دوستش دارم. این اولین بار است که آن را به طورعمومی نشر می‌دهم. امید که به دل همه بنشیند. 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۲:۲۹
آقای ناشناخته

بچه که بودیم (یعنی مثلاً من کلاس دوم – سوم ابتدایی بودم) یکی از سرگرمی‌های ما (گروهی از بچه‌های هم سن و سال که معمولاً در چشم بزرگترها هم‌ردیف اشرار و یا اراذل و اوباش قلمداد می‌شدیم. رهبر گروه و مقصر اصلی فجایع:من!) رفتن به دشت پت و پهن اطراف روستا، خصوصاً در فصل بهار، بود. از آنجایی که ما اکثراً ساکن شهر بودیم، این دشت همیشه برای ما تازگی خاص خودش را داشت. چیزی که همیشه برای من جالب بود

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۲:۲۴
آقای ناشناخته

در سال‌های ۱۷- ۱۹۱۶ سایهٔ تفکرات وودرو ویلسون رئیس‌جمهور آمریکا با طرح چهارده‌ ماده‌ای خود بر آمال استعماری لوید جورج در خاورمیانه افتاد؛ نخست‌وزیر پروتستان بریتانیا که با تمام قوا برای شکل‌گیری کشوری در ارض موعود، یهودیان را مصمم‌تر و هم‌پیمان با خود کرد.

اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها موضوعی است که بخش مهمی از تاریخ جهان را به خود مشغول کرده و مضمون اصلی بسیاری از کتاب‌هایی است که به تاریخ خاورمیانه اختصاص داده شده است. «صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد» یکی از تازه‌ترین کتاب‌هایی است که با محوریت قرار دادن فروپاشی امپراتوری عثمانی به شکل‌گیری تفکر صهیونیسم پرداخته است. دیوید فرامکین، نویسنده این کتاب که نامزد جایزه پولیتزر هم بوده، با اشاره به چگونگی باز شدن پای قدرت‌های بزرگ جهانی به خاورمیانه به بهانه نفت، معتقد است رقابت میان این دولت‌ها برای کسب منافع، فروپاشی مرد بیمار آسیا یعنی امپراتوری عثمانی را سریع‌تر کرد.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۵۴
آقای ناشناخته

محمد صال‌مصلحیان (استاد گروه ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد)

علی‌اصغر مولوی (استاد گروه فیزیک دانشگاه حکیم سبزواری)

این مقاله حاصل تجربه مشترک مؤلفان به‌عنوان پژوهشگران دانشگاه کارلستد سوئد، مؤسسه آمار دهلی نو، دانشگاه تریسته ایتالیا، دانشگاه لیدز انگلستان، مرکز بین‌المللی فیزیک نظری ICTP ایتالیا و مؤسسه تحقیقات در علوم ریاضی ژاپن است.

دیشب به دیار فرنگ وارد شدم و امروز با اشتیاق به مرکز تحقیقات بین‌المللی (پژوهشگاه)، رفتم. درختان سر به فلک کشیده و تنومند، از قدمت این مکان سخن می‌گفتند: بیش از ٥٠ سال سابقه خدمت به پژوهشگران. در ساختمان اصلی به اتاق ثبت‌نام رفتم. خانمی پس از احوالپرسی نام کوچکم را پرسید. آن را در رایانه‌اش وارد کرد و سپس نام خانوادگیم را بر زبان آورد و گفت منتظرتان بودیم، خوش آمدید! سپس از صفحات گذرنامه‌ام اسکن گرفت و از کشوی میزش یک کارت شناسایی که قبلا نامم بر آن چاپ شده بود و کلیدی که شماره اتاق کارم روی آن نقش بسته بود، به همراه پسورد ورود به کامپیوتر را به من داد و گفت که اتاق و کامپیوتر شما آماده است. یادآور شد که با کارت شناسایی که حاوی تراشه الکترونیکی کوچکی است، می‌توان هر موقع شبانه‌روز به ساختمان پژوهشگاه و اتاق کار وارد شد. سپس اطلاعات اعضای خانواده‌ام را وارد و بیمه‌نامه پزشکی رایگان آنها را نیز برای تمام دوره حضور در پژوهشگاه پرینت گرفت و تحویل داد. جعبه پستی‌ام را که در اطاق عمومی (شامل تلویزیون و مبلمان راحتی) بود، نشان داد و گفت که یک کیف حاوی کتابچه راهنمای پژوهشگاه در آن قرار داده شده است.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۵۰
آقای ناشناخته

نویسنده: محمدرضا رضایی

دکتر «هاشم رفیعی تبار» از سرآمدان فناوری نانو در سطح جهان است. وی متولد ١٣٢٧ در تهران است و در رشته فیزیک ذرات بنیادی تحصیل کرده است. او لیسانس فیزیک و فوق لیسانس فیزیک هسته ای و دکترای فیزیک نظری ذرات بنیادی را از انگلستان دریافت کرد. وی تاکنون سمت های بسیاری داشته است؛ ازجمله: استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، ریاست پژوهشکده علوم نانو در پژوهشگاه دانش های بنیادی (IPM)، رئیس بخش علوم نانو دانشگاه گرینویچ انگلستان، استاد مدعو دانشگاه توهوکو (ژاپن) و محقق ارشد دانشگاه آکسفورد انگلستان. از فعالیت های علمی وی می توان به چاپ بیش از ٧٠ مقاله علمی در پنج حوزه متفاوت فیزیک و تالیف اولین کتاب در فیزیک محاسباتی نانولوله های کربنی به زبان انگلیسی اشاره کرد که در موسسه انتشارات دانشگاه کمبریج انگلستان نوامبر سال ٢٠٠٧ منتشر شد و به چاپ رسید. وی پژوهشگر برتر نانوفناوری در سال ١٣٨٥ است و در ششمین دوره چهره های ماندگار برگزیده شده است. نقش و جایگاه علوم نانو و اهمیت آن و همچنین ارتباط علوم با یکدیگر، موضوع محوری گفت وگوی ما با این استاد فناوری نانو است.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۴۸
آقای ناشناخته

محمدرضا شعبانعلی را دوستی به من معرفی کرد و گفت وبسایتی دارد که مطالب مفید و سازنده‌ای برای آنهایی که در جستجوی رشد فردی هستند ارائه می‌دهد. مدت زیادی از آن زمان می‌گذرد و من بیشتر و بیشتر با محمدرضا شعبانعلی آشنا شده‌ام. فردی است خودساخته و سازنده. وبسایتش منبع آموزش‌های زیادی است که درصد زیادی از آن به صورت رایگان ارائه می‌شود. فرمت کار هم جدی است! از نصیحت و جملات ادبی و ... هم خبری نیست. اگر یک ایده‌ی کاری دارید که نمی‌دانید چگونه باید آن را به مرحله سوددهی برسانید. اگر کاری را راه اندازی کرده‌اید و می‌خواهید آن را گسترش دهید. اگر فکر می‌کنید نیاز به شنیدن حرفهای آموزنده و شخصیت ساز دارید، اگر فکر می‌کنید باید مهارت‌های مذاکره و گفتگو یا بازرایابی و ... در خود پرورش دهید و در یک کلام اگر از وضعیت کنونی خود چندان رضایت خاطر ندارید و به موفقیت و پیروزی فکر می‌کنید حتماً به این سایت سر بزنید و از همین امروز آن را جزو اصلی ترین منابع مطالعاتی خود قرار دهید. آن را اولین سایتی در نظر بگیرید که قرار است هر روز صبح به آن مراجعه کرده و چیزی مطالعه کنید. او خودش را اینگونه معرفی می‌کند:

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۴۳
آقای ناشناخته

ساختار ذهن هم مانند بر و بازو است که با پرورش و تمرین قوی می‌شود. اگر ذهن را تربیت نکنیم و اگر روی مهارت‌های ذهنی و منطقی خود کار نکنیم نه تنها قوی‌تر نمی‌شود که هر روز ضعیف‌تر و ضعیف‌تر هم می‌شود. فکر کردن روش خاص خودش را دارد. هر چه به ذهن خطور کرد لزوماً فکر کردن نیست. استدلال کردن و به نتیجه‌ی درست رسیدن روش علمی دارد و باید آن را آموزش دید. جدای از اینکه باید بیاموزیم «چگونه باید اندیشید»، «به چه باید اندیشید» را هم باید آموخت.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۱۳
آقای ناشناخته

این مطلب از سایت فرادید انتخاب شده است. مسئولیت صحت مطالب به عهده‌ی فرادید است و بازنشر آن در اینجاً صرفاً به خاطر اهمیت موضوع بوده و نه تأئید محتوای آن. 

فرادید: 

بریتانیا فیلمی کوتاه از سفر یکی از کارمندانش به ایران در ۷۵ سال پیش را منتشر کرد. به گزارش فرادید، اخیرا انجمن جغرافیایی سلطنتی و انستیتوی فیلم بریتانیا، بیش از صد فیلم تاریخی را رقمی (دیجیتالی) کرده‌اند در بین این فیلم‌ها، فیلمی کوتاه ۱۷ دقیقه‌ای به نام کویته-دامغان وجود دارد که ایرانِ ۷۵ سال پیش را به تصویر می‌کشد.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۷ ، ۱۴:۳۱
آقای ناشناخته

یک نفر از ما حاضر نیست برای چند دقیقه در روز و فقط چند دقیقه در روز از ماشین شخصی کمتر استفاده کند. درصد زیادی از ماشینهایی که در طول روز می‌بینم، تک سرنشین هستند. در خیلی از خیابان‌ها دیگر حتی جا برای پارک یک دوچرخه نیست. من نمی‌‍دانم در چنین وضعیتی چرا این همه از خشکسالی تعجب کرده‌ایم. 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۷ ، ۱۲:۵۷
آقای ناشناخته

باب سجر (Bob Seger) یکی از ستاره‌های کلاسیک راک است که کارهای ارزنده و ماندگاری دارد. ولی متاسفانه در ایران کمتر شناخته شده است. 

یکی از بهترین کارهایش که بارها هم کاور شد"Turn the page" محصول 1998 است. معروفترین کاورش (از اثر اصلی هم معروفتر) توسط گروه متالیکا در سال 2004 باز-اجرا شد و تبدیل به یکی از موفق‌ترین کارهای این گروه شد تاجایی که حتی بعضی این کارو متعلق به گروه متالیکا می‌دانند! البته آهنگسازی زیبا، اجرای فوق العاده و کلیپ بسیار متفاوت و جنجالیش (به نسبت آن سالها) قابل توجه است. 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۲۰:۴۱
آقای ناشناخته

این مطلب را دقیقاً همانگونه که در بخش فارسی رادیو فرانسه متشر شده، اینجا می‌آورم. خواندن آن برای تقریباً نیمی از مردم ایران لازم و ضرروی است. نظرات شخصی من بر این نوشته و مطالبی در این خصوص بماند برای فرصتی بهتر. با هم این مطالب را با دقت بخوانیم:

بقلم ناصر اعتمادی منتشر شده در 05-10-2015 روزآمد شده در 05-10-2015 ساعت 18:07

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۳۵
آقای ناشناخته

مارسل گشه و آلن بدیو

نوشتۀ ناصر اعتمادی

کتاب "چه باید کرد؟" با عنوان فرعی "گفتگو دربارۀ کمونیسم و سرمایه داری و آیندۀ دموکراسی" حاصل مجادلات دو متفکر معاصر فرانسوی "آلن بدیو" و "مارسل گُشه" است که به تازگی در 157 صفحه توسط انتشارات "فلسفه" در فرانسه منتشر *شده است.

کتاب شامل هشت فصل، یک مقدمه و یک نتیجه گیری است که طی آن دو فیسلوف فرانسوی سیر تحول سیاسی و فکری و همچنین چگونگی آشنایی شان را با کمونیسم و افکار مارکس توضیح می دهند و سپس با تشریح وضعیت سرمایه داری معاصر طرح ها و فرضیات شان را دربارۀ نحوۀ خروج از سرمایه داری جهانی شده و گذار به جامعه ای دیگرپیش می نهند.

در فصل نخست کتاب "مارسل گُشه" از جمله نخستین همراهان "کورنلیوس کاستوریادیس" و "کلود لوفر" طی سال های دهۀ 1960 در نشریۀ معروف "سوسیالیسم یا بربریت" شرح می دهد که چگونه او در ادامۀ تأملات اش در خصوص مدرنیته و طرح "خودفرمانی" ("اتونومی")رفته رفته از مارکسیسم فاصله گرفت و به نوعی سوسیالیسم دموکراتیک تمایل پیدا کرد، در حالی که "آلن بدیو" بر گذار خود از "سوسیالیسم" یا "سوسیال دموکراسی" به "کمونیسم" از اواخر دهۀ 1960 تأکید می ورزد.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۳۲
آقای ناشناخته

این ویدئو از سلسله ویدئوهای دکتر ایمان فانی است، توصیه می‌کنم با دقت ببینید: اندیشه پاسکال، فیلسوف، مخترع و ریاضیدان فرانسوی



اگر این ویدئو را از طریق لینک بالا دریافت نمی‌کنید، آن را مستقیماً از این لینک دریافت نمائید: دیدن در آپارات

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۱۸
آقای ناشناخته

اکثر آدمها خواهان داشتن درآمد زیاد هستند ولی....

این پاراگراف را بخوانید: 

«یکی از بزرگترین مشکلات افرادی که درآمد پایین دارند این است که که هرگز مهارت های کافی و خاص کسب نکرده اند. به همین دلیل مزیت رقابتی ندارند و قاعدتا درآمدشان پایین است. خودتو رو بگذار جای مدیر یک شرکت معتبر. حتما می دانی با یک آگهی استخدام، چند صد رزومه دریافت می کنی که تقریبا ٩٨٪؜ نوشته ها یکسان است. این ٩٨٪؜ در همه چیز معمولی هستند. لیسانس یا فوق لیسانس یک رشته معمولی از یک دانشگاه معمولی دارند. کامپیوتر و زبان انگلیسی را معمولی بلدند. مثل آدم های معمولی جامعه، تلویزیون می بینند و دایماً مشغول چک کردن موبایل هستند.»

 

اگر به اندازه کافی این مطلب شما را به اصل مسأله آگاه کرده است یک سر به این سایت بزنید: مطالعه‌ی شریف 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۱۶:۱۴
آقای ناشناخته

تشنگی پیرمرد ۷۸ ساله به نام جمعه در خواندن کتاب‌ها در کتاب فروشی‌های پل سرخ در غرب کابل نظر همه را جلب کرده. او می‌گوید:”در زمان‌های ما نه کتاب بود و نه کتابچه و قلم، نه مکتب بود و نه جای درستی که مردم بچه‌ها و دخترهایشان را در آنجا بفرستند تا سواد یاد بگیرند.”

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۴۶
آقای ناشناخته

در جدید‌ترین شماره‌ی نشریه‌ی Notices از سلسله نشریات انجمن ریاضی آمریکا، مقاله‌ای ویژه به منظور یادبود ریاضی‌دان فقید ایرانی خانم مریم میرزاخانی به چاپ رسیده است. این مقاله به زبان انگلیسی است و البته مطابق تمام مقالات ویژه‌ی این نشریه کمی طولانی. 

در هر شماره از این نشریه مقاله‌ای ویژه به زندگی و کارهای یک ریاضی‌دان شهیر می‌پردازد که معمولاً هر کدام از این مقاله‌ها مجموعه‌ای نقل قول از همکاران و دانش‌جویان وی می‌باشد. از طریق لینک زیر می‌توانید فایل این مقاله را به فرمت پی‌دی‌اف دریافت نمائید: 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۴۱
آقای ناشناخته

بنا بر آن‌چه تهران تایمز در شماره‌ی 10 سپتامبر 2018 اعلام کرده است، شکاف تحصیلی بین مردان و زنان در ایران در حال کاهش است. این رقم که 4 دهه‌ی گذشته رقمی بالغ بر 40 درصد بوده امروزه به کمتر از 12 درصد رسیده است. یعنی در حال حاضر تعداد زنان  تنها 12 درصد کمتر از تعداد مردان باسواد جامعه است. همچنین در این نوشته اذعان شده است که تعداد زنان بی‌سواد در ایران رقم 1.800.00 نفر است. با توجه به اینکه نسبت تعداد زنان بی‌سواد به تعداد بی‌سوادان در وسعت جهانی 2 به 3 است، یعنی از هر سه نفر انسان بیسواد در جهان، دو نفر آنان زنان هستند؛ لذا می‌توان گفت در خصوص پر کردن شکاف تحصیلی بین مردان و زنان، جامعه‌ی ایران وضعیت خوبی دارد. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۳۳
آقای ناشناخته

این داستان را از این جهت این‌جا و در این وبلاگ ذکر می‌کنیم که نمونه‌ی بارز یک طنز ساده و روان است کمه ضمن اشارات مستقیمی که به موضوعات مبتلابه جوامع دارد اما به دلیل مهارت نویسنده شکل داستانی خود را حفظ کرده است و خواننده را تا به انتها به همراه خود می‌کشد. نکته‌ی دیگر، بی‌زمان و بی‌مکان بودن داستان است. این یک نکته‌ی قوت محسوب می‌شود چرا که وقتی راجع به زمان و مکان خاصی می‌نویسید، در این صورت نوشته‌ی شما بیشتر روح ژورنالیستی دارد و تو گویی گزارشی است و یا تحلیلی است در یکی از صفحات داخلی یک روزنامه‌ی همان جامعه و مایِ خواننده الان داریم یک آرشیو از روزنامه‌های آن زمان را ورق می‌زنیم. این دو به این دلیل مهم با هم فرق دارند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۱۲
آقای ناشناخته

یعقوب یسنا دوستی فیسبوکی است از اهالی دوست داشتنی افغانستان. در یکی از پست‌های خود داستانی ذکر کرده بر پایه واقعیت که خیلی تاسف برانگیر و البته تأمل برانگیز است. در اینجا مطلب را بدون کم و کاست ذکر می‌کنم و امیدوارم مایه‌ی تفکری باشد برای آنان که دوست دارند نظر و سلیقه خود را به دیگران تحمیل کنند: 

این پل در دره ما است. پل گل‌خمار نام دارد. 40 سال می‌شود که به‌این نام مسما شده‌است. گل‌خمار نام دختری بود. پدرش هنوز زنده است. شاید هشتاد سال، بیشتر داشته‌باشد. پدرش، گل‌خمار را به‌پسر کاکایش می‌خواهد بدهد. اما گل‌خمار پسر کاکای پدرش‌را نمی‌خواسته‌است. قرار بوده که فردا گل‌خمار را نکاح کنند. می‌گویند گل‌خمار لباس سرخ، شلوار (ازار) سفید و چادر سبز می‌پوشد؛ مایه خوشحالی پدر و خانواده می‌شود که گل‌خمار به‌عروسی خوش است، اما گل‌خمار تصمیمش را گرفته‌است. بهار بوده، موقع آب‌خیزی رود. گل‌خمار سر همین پل می‌رود و خود را به دریا پرتاب می‌کند. چند روز بعد تن گل‌خمار را از دریا بیرون می‌کنند. بعد از آن اتفاق این پل که دوطرف رود را بهم وصل می‌کند بنام گل‌خمار مسما شده‌است. مردانی‌که همسال گل‌خمار استند، گل‌خمار را خیلی دختر زیبا و قشنگ توصیف می‌کنند و تاسف می‌خورند؛ هنوز گل‌خمار را به‌یاد می‌آورند که چگونه ترانه‌های محلی زمزمه می‌کرده و در این دره، بزها و گوسپندهای پدرش‌را می‌چرانده‌است و در دل این دره تازه به‌جوانی رسیده بوده؛ 16 سال بیشتر نداشته که از خیر زندگی برای ازدواج ناخواسته می‌گذرد.

عکس دره گل خمار

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۰۵
آقای ناشناخته
  • هر روز از زندگی فرصت تازه‌ای است که باید آن را دریابی.
  • هر روز از زندگی، روزی است که کائنات خود را موظف می‌داند آرزوهای تو را برآورده کند.
  • زندگی ما سرشار از فرصت های تازه و موقعیت‌های جدید برای پیشرفت و رشد است.
  • این ما هستیم که با نگاه خود آنها را می‌بینیم یا اینکه نادیده می گیریم.
  • افراد موفق در اطراف ما کم نیستند. اگر زندگی به ذات خود تلخ و دردناک می‌بود، باید برای آنها هم این چنین می بود.
  • ما در جهانی زندگی می کنیم که بیل گیتس، آینشتاین، استیو جابز، نیوتن و ... زندگی گرده‌اند و می‌کنند.
  • اگر زندگی چیز زیادی به ما نداده است از آن جهت نبوده است که چیز زیادی نداشته است. بلکه از این جهت است که ما چیز زیادی از آن نخواسته‌ایم.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۲۹
آقای ناشناخته

هر وقت هر کاری دلت خواست بکن. منتظر فردا نباش. منتظر لحظه طلایی که اصلاً نباش. منتظر حتی یک دقیقه دیگر هم نباش. فقط انجام بده و بگذار رفتار تو مانند پژواکی در این کائنات لایتناهی طنین انداز شود. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۲۳
آقای ناشناخته

پاشو برویم این اطراف دوری بزنیم. مهم نیست چه ساعت روز است و هوا چطور است و نمیدانم باد چه قدر تند و سرد است و فلان و بیسار. برویم و بگذاریم کمی از این حالت تکراری خارج شویم. کمی خلاف همیشه باشیم. و کمی از همه چیزهای مزاحم اطراف دور شویم تا بتوانیم روی فکرهای اصلی‎مان و هدف‎های اصلی‎مان متمرکز شویم. کمی خودمان باشیم و بگذاریم طبیعت ما را در آغوش خود محکم بفشارد.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۷ ، ۰۱:۱۱
آقای ناشناخته

«مشاهده دختران سودانی که عمل ختنه ای ده چندان وحشیانه تر از عمل دختران مصری را به خود دیده بودند ، مرا سخت به وحشت انداخت . در مصر به قطع کلیتوریس اکتفا میکنند و معمولا تمام ان را هم بر نمی دارند . اما در سودان، عمل ختنه قطع کامل تمامی ارگان های تناسلی بیرونی را در بر میگیرد. انها علاوه بر قطع کلیتوریس ، دو لب بزرگ بیرونی ، و دو لب کوچک درونی را نیز قطع میکنند .تنها دهانه بیرونی مجرای تناسلی انها از اسیب در امان می ماند، البته ان هم بعد از دوختن چند بخیه اضافی، و تنگ کردن ان پس از اتمام عمل ختنه به حدی که خروج خون حیض عملی باشد. نتیجتا در شب ازدواج لازم خواهد شد که با چاقوی جراحی و یا قیچی معمولی ، یک یا هر دو انتهای دهانه مزبور شکافته شود و راه دخول باز گردد. به هنگام طلاق دهانه بیرونی مجرای زن یکبار دیگر دوخته می شود تا مانع روابط جنسی او در اینده گردد. گشایش دهانه مزبور تنها در صورت ازدواج مجدد زن مجاز خواهد شد.»

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۵۳
آقای ناشناخته

ادبیات اقلیت ـ روز یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ نشستی با موضوع ادبیات داستانی معاصر روس با حضور خانم دکتر یوگِنیا نیکیتنکو، پژوهشگر روس و جمعی از داستان‌نویسان و علاقه مندان ادبیات داستانی در شهر کتاب قم برگزار شد.

این مطلب به صورت یک فایل ورد روی سیستم ذخیره بود. امروز نگاهی بهش انداختم، ابتدا فکر کردم تاریخ برگزاری این نشست مربوط به سال 96 باشد ولی وقتی جستجو کردم و لینک اصلی مطلب را یافتم، متوجه شدم که در واقع تاریخ آن سال 1395 است. به هر حال برای دوستداران ادبیات خالی از لطف نیست که نگاهی دوباره به این گفتگو بیاندازند. خاصه کسی مثل من که ادبیات روس را دوست دارد. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۷ ، ۱۸:۱۲
آقای ناشناخته

هر وقت صحبت از شخصی مانند دانلد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده (یا مشابه آن محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران، مارین لوپن کاندیدای پای ثابت جبهه‌ی ملی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و ...) به میان می‌آید، خیلی کم پیش می‌آید که اظهار نظرها از دو حالت طرفداری توأم با تعصب یا نقد همراه با خشم خارج باشد. یک نکته قابل توجه در این خصوص این است که معمولاً به گونه‌ای از شخصی مانند ترامپ سخن به میان می‌آوریم که گویی او تنها کسی که است که چنین می‌اندیشد و همو است که با زور و اجبار و بدون مخالفت جامه‌ی عمل به تن افکار خود می‌پوشاند. در مقاله‌ی که اخیراً به قلم حنیف غفاری در تهران تایمز به چاپ رسیده، در کنار پرداختن به گفته‌ها و موضع‌گیری‌های اخیر دانلد ترامپ در سفر به انگلستان و دیدار و گفتگوهای وی با ترزا می نخست وزیر انگلستان، نویسنده به آماری اشاره می‌کند که جای بسی تأمل دارد: بر مبنای نظرسنجی دانشگاه کوئینی پیاک 49% مردم آمریکا معتقدند که دانلد ترامپ فردی نژادپرست است و در مقابل 47% درصد مردم معتقد بوده‌اند که رئیس جمهورشان فرد نژادپرستی نیست. 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۰۳
آقای ناشناخته

مطلبی که در اینجا می خوانید از صفحه فیسبوک آقای نادر موسوی برگزیده شده است. 

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۷ ، ۰۴:۱۴
آقای ناشناخته

امروزه دیگر کسی نمی‌تواند توانایی‌های زنان را در علوم و مهندسی انکار کند. لااقل با صدای بلند این کار را نخواهد کرد. آنها از خیلی از ما بهتر ظاهر شده‌اند. یادمان باشد. لااقل من یکی خیلی مفتخرم که اولین برنده‎‌ی ایرانی جایزه فیلدز در جهان، یک زن بود. اگر قرار باشد از این به بعد جایزه‌ای در این ابعاد به دانشمندان ایرانی اهدا شود، آنها خود را دنباله رو یک زن خواهند دانست. همانگونه که ما رشد خود را مدیون مادرانمان هستیم، در اینجا هم روح زنانه انسان است که برای ما منبع الهام و الگو خواهد بود. 

بگذریم. علیرغم اینکه ما با افت و خیزهای فراوان در طول تاریخ زن‌ها را پس رانده‌ایم و آنها در طول زمان، اما بی توقف و بدون ذره‌ای شک، به تلاش خود برای احقاق حقوق خود پرداخته‌اند و در بسیاری از زمینه‌ها کارهای بزرگی کرده‌اند، هنوز اما، راه بسیاری تا برابری جنسیتی داریم. این نابرابری گاهی برآمده از کلیشه‌های فکری است که خیلی از ما، چه زن و چه مرد، بدان‌ها دچاریم. یکی از این کلیشه‌ها که بسی بی اساس است می‌گوید که زن و مرد توانایی یکسانی در یادگیری ریاضیات ندارند. متاسفانه وقتی فکر می‌کنید که نمی‌توانید ریاضیات را بیاموزید یا تحت تأثیر کلیشه‌های حاکم بر جامعه از ریاضیات خوشتان نمی‌آید و قبل از تجربه واقعی آن، آن را در ذهن خود مورد قضاوت قرار داده‌اید، در عمل هم ریاضیات را نمی‌آموزید و مرتب از آن دوری می‌کنید. و این دوری کردن و انجام ندادن باعث ضعف مهارت‌های حل مسأله خواهد شد، که این هم به نوع خود باعث تقویت این انگاره می‌شود که شما در ریاضیات ضعیف هستید و بالذات توانایی یادگیری آن را ندارید. 

در مقاله‌ی زیر که در شماره‌ی هفتم آگوست سال 2018 روزنامه‌ی نیویورک تایمز چاپ شده است، به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است. نویسنده‌ی مقاله خانم باربارا اُکلی (Barbara Oakley) خود استاد دانشگاه در مهندسی و نویسنده‌ی کتاب‌هایی در زمینه‌ی یادگیری است. از شما دعوت می‌کنم آن را با دقت بخوانید. در انتها متذکر می‌شوم که به دلیل نداشتن وقت نمی‌توانم تمام مقالاتی را که می‌خوانم و مفید می‌یابم را ترجمه کنم، لذا از دوستانی که وقت، دقت و حوصله‌ی کافی دارند استدعا دارم اصل این مقاله را ترجمه نمایند. در همین وبلاگ با نام آنها منتشر خواهیم ساخت. 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۷ ، ۲۲:۵۸
آقای ناشناخته

هارولد بلوم / ترجمه: بهار احمدی‌فرد

راسکلنیکف دانشجوی ملولی است که خیال کشتن پیرزن رباخوار را در سر دارد. فانتاسماگوریای (فانوس خیال) او زمانی به حقیقت می‌پیوندد که نه‌ فقط پیرزن بلکه خواهر ناتنی نیمه‌دیوانه پیرزن را هم به قتل می‌رساند. پس ‌از آن، بخش اعظم سرنوشت راسکلنیکف به‌ مواجهه او با سه کاراکتر اصلی رمان وابسته است. اولین، سونیاست، فرشته جوان پرهیزگاری که خویشتن را قربانی کرده تا زندگی خواهر و برادر بینوایش را تامین کند. کاراکتر بعدی پارفیری پترویچ است، بازرس هوشمندی که سرِ حوصله خواهان قصاص راسکلنیکف است. سومی؛ سویدریگایلف است که از همه جذاب‌تر است. او بنای یادبود باشکوهی از نفس‌گرایی نهیلیستی و شهوت سرد و بی‌روح است.

داستایوسکی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۷ ، ۱۷:۲۸
آقای ناشناخته

این خبر را با دقت بخوانید: درسی که از سفرنامه‌های اینشتین می‌گیریم: نژادپرست بود

زمانی معتقد بودند که وای بر جامعه‌ای که قهرمان نداشته باشد! این جمله که برآمده از تفکر هرمی قدرت بود و ریشه در اخلاق پدرسالاری بشر داشت، تا مدت‌ها و زمان‌ها، جمله‌ی موجه و معقولی می‌نمود.

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۷ ، ۱۲:۵۲
آقای ناشناخته

نخستین ابهامی که درباره‎ی عربی بودن خط ما بر اندیشه‌ی کنجکاوان می‌گذرد، که چگونه ایرانیان در کشور پهناور خود، چندین گونه خط و گویش بومی داشته‌اند، یکباره خطی از بیابان‌های تفته و میان قبائل فاقد مدنیت، وام گرفته و به جای خط کهن خود به کاربرده‌اند؟

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۷ ، ۰۰:۳۱
آقای ناشناخته

دوستانی که به مارک تواین علاقه دارند می‌توانند اینجا کلمات قصار مارک تواین رو مطالعه کنند: 

http://www.twainquotes.com/index.html

Now if you or any other really intelligent person were arranging the fairnesses and justices between man and woman, you give the man a one-fiftieth interest in one woman, and the woman a harem.

- Letters from the Earth

Mark Twain statue, Trinity Park,
Fort Worth, Texas
Photo by Barbara Schmidt © 2010

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۷ ، ۱۸:۰۱
آقای ناشناخته

روبن مارتینز:

با یک کارت کتابخانه بیش از گواهینامه‌‌ی رانندگی می‌توانید به جلو حرکت کنید.

هرتا مولر:

عادت‌ها می‌توانند انسان را نابود کنند، کافیست انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند به زیر ستم بودن، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.

رالف والدو امرسون:

اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف داشت، حتما از او بپرسید که چه کتاب هایی می‌خواند.

آبراهام لینکلن:

کسی که بسیار می‌خواند و می‌داند، اما به هر دلیل وارد مبارزه برای آزادی نمی‌شود، مانند فروشگاهی بزرگ است که در ورودی آن نوشته باشند: «تعطیل است»!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۷ ، ۱۷:۴۲
آقای ناشناخته

زمستان تپه های سوما

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به بهانه چاپ تازه‌ترین رمان خانم اکرم پدارم نیا با ایشان مصاحبه‌ای داشته‌اند که خواندن آن را برای دوستداران ادبیات داستانی لازم می‌دانم. نکاتی در این گفتگو هست که لازم است خیلی از ما به آن توجه کنیم. چه کسی که می‌نویسد و چه کسی که می‌خواند. چه آنکه به کتاب گرایش دارد به هر حال به درد اندیشیدن دچار است و آدم متفکر باید از کلیشه‌ها و تفکرات تکراری برهد! مصاحبه را با دقت بخوانیم. 

ستاره گویی همان پرسش فوکو را مطرح می‌کند و شخصیت‌های دیگر داستان را وامی‌دارد که در خلوتگاه خود از خودشان بپرسند: «آیا من بهنجارم؟»

 مجید صابری: «زمستان تپه‌های سوم» تازه‌ترین رمان اکرم پدرام‌نیا است که برهه‌ای از تاریخ معاصر ایران را به تصویر و نقد می‌کشد. به مناسبت انتشار این رمان با پدرام‌نیا به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۷ ، ۱۵:۰۱
آقای ناشناخته